تبليغاتX
سكوت
اصول تکنولوژی فکر و حرف دل

سلام

قرار بود یک مطلب 3 قسمتی از عادت بنویسیم که اگه اجازه بدین 2 قسمتیش کنیم. قسمت اولش در عادت1 اومد و حالا قسمت دومش(ببخشید یک کمی دیر شد)

در ادامه مباحث عادت توجه به این نکته ضروریست که بعضی از عادات زیاد تکرار شده اند و به صورت اجباری (یعنی خارج از کنترل ما) تکرار می شوند. ما برای ترک یک عادت بد می خواهیم آن عادت دیگر تکرار نشود، طبق مطلب "اگر .... آنگاه ...." در حقیقت داریم :

اگر "وسوسه ی عادت به سراغم آید" آنگاه " من عادت خود را تکرار می کنم"وبلاگ سکوت

پس برای ترک عادت ها باید وسوسه ها یا همان علت هائی که عادات معلول آنها هستند را، از خود دور کنیم. وسوسه ها فقط در همان لحظه ای که به سراغ ما می آیند قدرت زیادی دارند (به دلیل آنکه عادتی که معلول این وسوسه است به صورت پیش فرض در ضمیر نا خود آگاه قرار گرفته است) و اگر ما فقط یک مدت زمان خیلی کوتاه در برابر آنها مقاومت کنیم می بینیم که به چه اندازه ضعیفند.

برای درک بهتر مثال می زنم:

همه ما عادت داریم که ظهر هنگام ناهار بخوریم، الان که ماه رمضان است و وبلاگ سکوتخیلی از دوستان روزه می گیرند، می بینیم که باز هم هنگام ظهر این وسوسه خود را به صورت "گرسنگی " نشان می دهد، اما از آنجا که ما برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه خود را تغییر داده ایم ،جلوی این وسوسه مقاومت می کنیم  و دیگر به "عادت ناهار خوردن" نمی پردازیم و ضمیر نا خود آگاه  ما  بجای اجرای برنامه

اگر "ظهر شد" آنگاه "ناهار می خورم"

برنامه دیگری مثل

اگر "ظهر شد" آنگاه "تا زمان افطار صبر می کنم " را اجرا می کند. و می بینیم بعد از مدتی این احساس شدید گرسنگی که ظهر به سراغمون اومده بود تعدیل می شود.

به نظر شما چه چیز باعث شد که ما بتوانیم این عادت را کنار بگذاریم؟؟!

به نظر من باورها و اعتقادات ما و محیط اطراف ما مهمترین عوامل هستند. باور این دو نکته که "انسان بنده عادت هاست" و اینکه " وسوسه ها فقط در همان لحظه ی ظهور قدرتمندند و نه در ادامه" به تنهائی قادر به زیر و رو کردن زندگی تک تک ماهاست و ما می توانیم با جایگزین کردن عادت های خوب به جای عادات بد زندگی ای سراسر زیبائی و نشاط برای خودمان و اطرافیانمان رقم بزنیم. البته تغییر باورها جز با آگاهی حاصل نمی شود پس بیائیم تا با مطالعه و آگاهی همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت

 مهدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 0:30  توسط مهدي  | 

سلام

آرش از خواننده های خوب وبلاگمون در مورد مطلب "عدالت خدا و آفریقا" نظرات و سوالاتی داشتند٬ یکسری پاسخ برای سوالاشون دارم. قسمت هائی که با رنگ نارنجیه پاسخ هاست.

 منم تو این ضمینه که خدا به تمامی انسانها به یک اندازه لطف کرده با شما موافقم، ولی با این تفاوت که توی نابرابری (اگه منکرش نشین) جایی برای خدا نمی ذارم، چون نه مسببش خداست، نه منبعی که باید این نابرابری رو کم کنه.{ منظور از نا برابری چیه؟}
اگه اشتباه نکرده باشم شما معتقدین که هر ملتی در هر جایگاهی که امروز توی اون قرار داره نتیجه ی راهیه که اون ملت در طول تاریخ پیموده و اگه کمبودی هست نتیجه ی کم کاری آفریقایی های فعلی و پدرانشونه. اتفاقاً با این نظر هم موافقم ولی چیزی که هست راههاییه که در طول تاریخ پیش روی آفریقایی ها بوده نسبت به اروپایی ها(به عنوان نمونه اروپا){چه کسی این راهها رو پیش پای اروپائیان گذاشته؟ احتمال زیاد خودشون پیدا کردن}.

deroogh.tk

 نمیشه الآن که همه ی دنیا به هم وصل شده رو به کل تاریخ تعمیم داد، برتری جغرافیایی اروپا، نزدیکی جامعه های شکل گرفته(بازم به خاطر شرایط آب و هوایی)و ... توی اختلاف سطح موجود امروز بسیار مؤثر بوده که نه دست مردم فعلی آفریقا بوده نه پدرانشون {مگه تو همین آفریقای فعلی با همین شرایط آب و هوائی و هرکمبود دگه ای که مد نظر توهست الان ما آدمای موفق و ثروتمند و بدون بیماری ایدز و ... نداریم؟ احتمال زیاد که داریم.}.

 بدون شک اگه اروپایی ها به جای آمریکا، آفریقا رو کشف کرده بودن آفریقا آلان آمریکا نبود{می بخشیدا ولی من این بدون شک شما رو قبول ندارم و میگم که اینطوری بود}.
به هر حال من فکر می کنم کمک به آفریقا (آفریقای نوعی، که میتونه یه جایی خیلی نزدیک باشه) نه یه لطف بلکه وظیفه ی اخلاقی و انسانی ماست.{100 البته که یک وظیفه است،  مطمئناً وبلاگ سکوت برای ادای همین وظیفه در قبال فارسی زبانان سراسر دنیا راه اندازی شد شاید نتونیم کمک مادی کنیم اما آگاهی که می تونیم بدیم و از نظر ما این بهترین نوع کمک به آدماست}
یه سوال مطرح می کنم که فکر می کنم جواب شما که تو این ضمینه می نویسید میتونه مفید و جالب باشه (اگه بشه نظر بقیه رو هم بدونیم خیلی خوب میشه)
"اگه به همراه یک نفر دیگه در حال غرق شدن باشید و فقط یه نفر بتونه سرشو از آب بیرون بیاره چیکار میکنید؟ میذارین زنده بمونه یا دستتونو میذارین رو سرشو سعی میکنین زنده بمونین؟"
(سعی کنین اون لحظه رو مجسم کنید و اون کاری رو که به احتمال زیاد انجام میدین بگین)
{من و تو و تمام آدما سعی می کنیم که دستمون رو بذاریم رو سر کناری تا نجات پیدا کنیم. حتی اگه مادر رو فرزندی هم در این شرایط باشند مادر هم همین کار رو میکنه. این تو فطرت بنی بشر هست.}

خوب دوستان نظر شما چیه؟؟؟

بیائیم تا با مطالعه و آگاهی همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت

مهدی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 23:16  توسط مهدي  | 

سلام

امروز می خواهم در مورد عادت بنویسم.می خوام مطلب راخوب موشکافی کنیم پس پرچونگی لازمه !!

این مطلب رو در 3 قسمت براتون بارگذاری می کنم تا شمام ازخواندن یک متن طولانی خسته نشین.

قبلاً در مورد ضمیر ناخودآگاه انسان گفته بودیم ( برای مطالعه اون مطلب می تونین به آرشیو خردادماه 1386 و تیر ماه 1386 مراجعه کنید) که مثل نرم افزار و درحقیقت سیستم عامل یک رایانه است و بدن ما به نوعی سخت افزار و وسیله ارتباط  این رایانه با دنیای بیرون و سائر رایانه ها  است.

 درحقیقت ضمیر ناخودآگاه ما به نوعی یک سیستم عامل هوشمند است و وقتی یک برنامه چند مرتبه روی آن اجرا شود آن برنامه بصورت پیش فرض در می آید و در تمام مواقعی که شرایط برای اجرای برنامه آماده شود آن برنامه خود بخود اجرا می گردد و با هر بار اجرای برنامه ،قدرت برنامه بیشتر می شود و تغییر آن مشکل تر از قبل می شود.مثلاً برنامه زیر در اغلب ما اجرا می شود: " من هرصبح ساعت 7 بیدار می شوم." و در اصطلاح می گوئیم : "من عادت دارم که هر صبح ساعت 7 بیدار شوم."

پس تا اینجا متوجه شدیم که عادت نوعی برنامه است که در سیستم عامل ضمیرناخودآگاه ما بصورت پیش فرض قرار گرفته و با هر بار اجرای عادت، این عادت قدرت بیشتری پیدا می کنه.

 حالا اگر بخواهیم این عادت را تغییر دهیم چه باید کرد؟! مثلاً "می خواهیم هر صبح ساعت 6 بیدار شویم."                                                          وبلاگ سکوت

خب فقط کافیه این کار را چند بار تکرار کنیم تا با هر بار اجرای برنامه جدید قدرت این برنامه بیشتر شود و با هر بار اجرا نشدن برنامه سابق (ساعت 7 بیدار شدن) از قدرت آن برنامه کاسته شود تا بالاخره برنامه کنونی بصورت کامل جایگزین برنامه سابق شود و عادت جدید ما بر بیدار شدن در ساعت 6 قرار گیرد و به همین ترتیب با این دید می توان عادت های نا مناسب را کنار گذاشت و عادت های مناسب را جایگزین آنها کرد.

 

 

 

 

احتمال زیاد خیلی از شما الان میگید "برو بابا دلت خوشه!! اگه به این راحتی بود که الان بهشت بود" اجازه بدین من که هنوز حرفم تموم نشده! ادامه مطلب رو در قسمت بعدی واستون می نویسم.

راستی یک خبر خوب، مجله موفقیت برای هفتمین مرتبه درشماره اخیر خودش(شماره ۱۵۰) از وبلاگ سکوت یک مطلب به چاپ رسوند(دستشون درد نکنه) 

 بیائیم تا با مطالعه و آگاهی همه با هم پروانه وار پرگیریم تا اوج نهایت.

 مهدی

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 10:47  توسط مهدي  | 

سلام

بعداز اجرای آزمایشی طرح پیامک موفقیتی و استقبال دوستان ازاین طرح وبلاگ سکوت اقدام به اجرای رسمی این طرح می کند

برایاطلاعات بیشتر بر روی طرح پیامک موفقیتی کلیک کنید.

با تشکر

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 10:29  توسط مهدي  | 

سلام

فکر کنم همه ی ما در طول زندگی بعضی روزها یا بعضی لحظات را داریم که زیاد راحت نیستیم و اصطلاحاً "اعصابمان خرد است " و یا "حس انجام کاری مثل درس خواندن نیست".

یکسری راهکار ها برای بهبود شرایط روحی و جسمی در اینگونه موارد وجود دارد که با هم مرور می کنیم:

- قدم زدن (ترجیحاً در هوای کمی خنک)

- تنفس عمیق حداقل 10 مرتبه                                    وبلاگ سکوت

- انجام حرکات کششی که به دفع مواد زائد از بدن کمک می کند و جریان خون را به تمامی اندام خسته می رساند

-کمی نرمش سبک

-گوش دادن به موسیقی دلخواه ( ترجیحاً بی کلام و حتماً ملایم یا شاد)(خواهشاً به موسیقی غمگین گوش نکنید چه اینجا چه در سائر مراحل زندگی)

-صحبت با یک دوست صمیمی و قابل اطمینان(راز دار) و البته آگاه که بتواند در حل مسائل کمکتان کند و یا حداقل نادان نباشد که کار را خرابتر کند

-دوش آب سرد(بی مهابا نرید زیر آب سردا، برای این کار نیاز به تمرین زیاد است)

-اگر خیلی خسته بودیم حتماً خواب

در آخر به این نکته هم توجه داشته باشیم که قرار نیست همه چیز، همیشه به کام ما باشد، اگه اینطور بود که سنگ روی سنگ بند نمی شد. از قدیم و ندیم گفتن "زندگی بالا و پائین داره، پستی و بلندی داره"

در قرآنم داریم " با هر سختی آسانی هست"

دیگه کاری نمی مونه مگر تلاش برای بالا بردن آستانه تحمل و تلاش بیشتر برای رسیدن به اهداف تا همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت

مهدی

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 23:54  توسط مهدي  | 

سلام

موافقین یک کمی قضیه رو جدی بگیریم و رسمی بنویسیم:

يكي از شايع ترين دلائل نا اميدي افراد غافل آن است كه خود را با افرادي كه داراي شرايط بهتري نسبت به خودشان مي باشند مقايسه كرده و با كوته نظري خود را به نوعي قرباني سرنوشت و اسير دست تقدير     مي بينند و با اين نظريه تنبلي خود را براي عدم تلاش آگاهانه جهت رسيدن به اهداف و خلق آينده هاي روشن توجيه مي كنند.

 توجه به اين نكته ضروريست كه امكانات و استعدادهاي وشرايط محيطي هركس منحصر به فرد است.البته به نظر من در كل استعدادهاي انسان ها به نوعي عدالت رعايت شده است به اين معني كه در وجود هر فرد نبوغي خاص در زمينه اي خاص وجود دارد مثلاً يكي در هنر و ديگري در تجارت و ديگري در ورزش داراي استعداد بالقوه هستند و تنها كافيست فرد به نبوغ خود پي ببرد و آن هنگام شاهد موفقيت هاي پياپي خود باشد.پس فرد نبايد صرفاً با يك مقايسه نادرست دست از تلاش بكشد و خود را اسير دست سرنوشت خود بداند.

يك نوع مقايسه سازنده نيز داريم كه فرد خود را با تصويري از آينده خود كه در آن تصوير به اهداف دلخواهش دست پيدا كرده است، مقايسه مي كند و علاوه بر پيدا كردن روحيه مناسب ، "قانون جذب" را نيز براي رسيدن به اهدافش به خدمت مي گيرد.

 

رسمی نوشتن سخته ها!!!

 

 بیائیم تا با مطالعه و آگاهی همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت

 

مهدی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 0:30  توسط مهدي  | 

سلام

چند وقت پيش مطلبي رو با عنوان "عدالت خدا و قانون جذب" نوشتم كه يكي از دوستان به اسم آرش در مورد اين مطلب سوالي رو مطرح كردند كه خالي از لطف نبود جواب رو بصورت عمومي لود کنیم تا اگه دوستان خواستند نظر بدهند.

 

نظر و سوال آرش اينه:

"باشه پس من یادم باشه اگه رفتم سومالی یا اتیوپی یا ... به بچه هایی که با بیماری ایدز به دنیا میان, به اونایی که از گرسنگی دارن می میرن, به اونایی که دارن آب گوارای توی گودال ها رو می خورن,... بگم وقتی میرن سر چشمه’ لطف و رحمت خدا بجای لیوان با خودشون پارچ ببرن. راستی اگه تو این دنیا نتونستن چشمه رو پیدا کنن می تونن پارچشونو با خودشون ببرن اون دنیا؟"

آرش ممنون كه مطالب رو با دقت مي خوني و ممنون از نظراتت.

 

 

نظر منم اينه :                                                Sokoot Webloge                                                                                                       

 

"لا يكلف الله نفساً الا وسعها"  آیه ۲۸۶ سوره بقره

"خدا هیچکس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او"

 

كم داد اگر نگيرد افزون

 

عاقبت جوینده یابنده بود.

 

 

 

 

 

  

آرش بيا فرض كنيم همه تو نیویورک و يا هر جاي ديگه اي كه به نظر تو بهترين جاست بدنيا بيان،البته سالم و بدون داشتن هر نوع بيماري، و همه پولدار باشن، همه دانشمند باشند،همه با فرهنگ ،همه درآمدها مساوي و... و خلاصه همه مثل هم باشن. به نظرت فرداش چه اتفاقي مي افته؟؟؟

 

تا اونجائي كه من ميدونم انسان به اميد رسيدن به اهدافش زنده است و اگه همه مثل هم باشند اون موقع ديگه هدفي وجود نخواهد داشت تا من نوعي بخوام به اميد رسيدن بهش زنده باشم و تلاش كنم، و ترجيح مي دهم خودكشي كنم چون واقعاً كار ديگه اي در اين دنيا ندارم.

 اگه نگاه كنيم مي بينيم كه اغلب ثروتمندان در كودكي در خانواده هاي فقير بدنيا آمدند و اتفاقاً اغلبشون تحصيلات آكادميك ندارند. اين فقط يك بعد قضيه كه ثروت باشه رو در نظر گرفتيم.

پس واقعاً نمي تونيم بگيم خدا به آفريقا كمتر از اروپا داده ، نه من مصرانه اعتقاد دارم كه آفريقا كم خواسته و باورش بيشتر از اين نيست و عوض كردن باورها رسالت من و تو است .گيريم ما تقدير رو قبول داشته باشيم اما به قول دكتر آزمنديان "خدا ديمي تقدير نمي كنه كه به تو نده و به بغل دستيت بده"، توي همون آفريقا آدماي موفق و ثروتمند و سالم و... در كنار اكثريت فقير وجود دارند.

اميدوارم تونسته باشم كمكي كرده باشم.

راستي خوندن مطلب "يك خط از آفريقا تا اروپا"  كه شهريور ماه  نوشتم مي تونه جالب باشه.

 

چرخ بر هم نم ار غير مرادم گردد          من نه آنم كه زبوني كشم از چرخ فلك

 

مهدی

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 16:56  توسط مهدي  | 

سلام

خيلي از ما تا حالا هدفهائي داشتيم كه بهشون نرسيديم ، راستي دليلش چيه؟؟

به نظر من يكي از مهمترين دلائل جدي نگرفتن اهداف و عدم پايداري در راه رسيدن به اهداف مي باشد.

چارلز آلبرت پويسانت  در " توانگران چگونه مي انديشند" مي نويسد:

       "ميزان موفقيت من با ميزان جديت و استقامتي كه از خود نشان مي دهم، نسبت مستقيم دارد.

       اين دو كامه را همواره بر لوح ضميرتان ثبت كنيد : جديت و پايداري."

رسيدن به يك هدف شوخي نيست و  به طور كلي بايد در زندگي براي رسيدن به اهداف جدي باشيم و از تمام نيروها براي رسيدن به يك هدف استفاده كرد و راحت طلبي را كنار بگذاريم  و با جديت كامل و پايداري براي درنورديدن موانع وچشيدن طمع شيرين موفقيت پاي به راه بگذاريم.

اهدافمون را دست كم نگيريم ،مخصوصاً اگه هدفمون يك هدف رقابتيه و آدماي ديگه هم مي خواهند به اين هدف برسند كه ساده ترين مثالش كنكور است.

ما با پايداري در راه رسيدن به اهداف ، كائنات را به خدمت خود مي گيريم و قانون جذب رو به راه مي اندازيم و از اين طريق به بسياري از ديدگاهها تازه و نو در مورد هدفمون دست ميابيم و رسيدن به هدف آسون تر از اون چيزي ميشه كه در ابتداي راه صرفاً به نظر مي رسيد و مي توانيم راحتتر به اهدافمون برسيم تا همه با هم پروانه وار پر گيريم تا اوج نهايت.

 

مهدي

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 11:11  توسط مهدي  | 

سلام

 

فکر می کنم تا الان در مورد انتخاب هدف راههای رسیدن به هدف و نیروهایی (جسم –فکر –ضمیر ناخودآگاه )که تو این راه به ما کمک می کنن به اندازه کافی نوشته باشیم البته هر چند در این رابطه بنویسیم و بخونیم کمه چون یه تعدادی از دوستان هستن که باید این مسئله رو مدام در گوششون زمزمه کرد تا بیدار شن و به خودشون بیان .اما گذشته از این حرفا مسئله ای که الان می خوام در موردش صحبت کنم یه چیه دیگه است یه کلمه ای که اگه بعضی اوقات به هدفی که می خواهیم نمی رسیم یکی از دلایلش اینه که این کلمه رو زیاد جدی نمی گیریم منظورم کلمه خودباوریه ...!

شاید بگین که چه ربطی داره که الان من واستون توضیح می دم:

ما هدف انتخاب می کنیم راههای رسیدن بهش رو هم پیدا می کنیم چرا و چگونه اول رو هم به خودمون می گیم اما تا زمانی که خودمون و توانائی هامون رو با ور نداشته باشیم به هدفمون نمی رسیم .مثلا اگر ما باور نداشته باشیم که توانایی خوب فکر کردن رو داریم نمی تونیم مشکلاتی رو که در راه رسیدن به هدف برامون پیش می یاد رو به درستی حل کنیم در مورد 2تا نیروی دیگه هم این مسئله صدق می کنه . اگر ماایمان نداشته باشیم که ما این توانایی ها رو داریم اونا نمی تونن کمک زیادی به ما بکنن حالا اگه ربطشرو فهمیدین امیدوارم با نظر من موافق باشید که اول باید خودمون رو باور کنیم بعد برای رسیدن به هدف تلاش کنیم .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 11:53  توسط من...!  | 

سلام

مطئناً همه ما در زندگی یکسری اهداف داریم که قبلاً آدمای دیگه ای به این اهداف رسیده اند و ما با خودمون می گوئیم "کاش بجای او بودم."

خُب چرا کاش؟!!؛ شما می تونید جای او باشید.بذارین توضیح بدهم.

شاید ساده ترین و اولین قانون در تمامی علوم قانونِ:" اگر ..... آنگاه ..... "(توی ریاضی دبیرستان یادتونه ) باشه!

..... if ….. then 

اگر بجوئی آنگاه می یابی!

اگر درس نخوانی آنگاه نمره نمی آوری!(تضمینی نیست که اگر درس بخوانی نمره بیاوری!!!)

اگر حرکت نکنی آنگاه به مقصد نمی رسی!

و به طور کلی:

اگر شرایط رسیدن به اهداف را آماده کنیم آنگاه به اهداف می رسیم و موفق می شویم.

و در قرآن نیز به این موضوع اشاره شده:

"خدا هیچ قومی را تغییر نمی دهد تا زمانیکه خود آن قوم حالشان را تغییر دهند"(سوره رعد(شماره 13) آیه 11).

اگر تغییر نکنی انگاه خدا نیز تو را تغییر نمی دهد و یا

اگر تغییر کنی (تلاش کنی) آنگاه خدا به تو در راه رسیدن به هدفت کمک می کند.(از تو حرکت از خدا برکت).

پس برای رسیدن به افکار جدید، رسیدن به مدارج علمی بالاتر و رسیدن به نگاهی زیباتر و ... باید شرایط رو عوض کرد.

البته شاید از حیطه کنترل ما خارج باشد و به ما تحمیل شود که در اینگونه موارد به این موضوعات توجه کنیم:

شکوه و شکایت نه تنها سودی ندارد که طبق قانون جذب اوضاع وخیم تر می شود و بهتر است شرایط را با آرامش بپذیریم و فکر کنیم و برای رسیدن به شرایط مطلوب تلاش کنیم تا اهداف خود رسیده و همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت.

مهدی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 13:38  توسط مهدي  | 

 سلام

چند وقت پیش داشتم یک مطلب در مورد رواج بدهنی

 در بین افرد جامعه می خوندم و تاثیر سراسر منفی اش روی فرهنگ جامعه و بعد که با خودم فکر می کردم متوجه رواج بد پیامکی هم در بین افراد جامعه شدم (بد پیامک : پیامک هایی که توشون الفاظ خوبی استفاده نمی شود یا خالی از محتوا هستند و صرفا وقت و هزینه های ما رو تلف می کنند) که اتفاقا این مسئله هم سخت به فرهنگ ایران زمین آسیب می زند و تو فکر یک راه حل بودم که این ایده به ذهنم رسید تا برای حفظ فرهنگ غنی ایران زمین بیاییم علاوه بر دوستانمون به تمام افرادی که مایلند پیامک موفقیتی بفرستیم که این تهدید برای فرهنگ ایران رو به یک فرصت برای اعتلای فرهنگ سرزمین پارسیان تبدیل کنیم.

 بنابراین طرح پیامک موفقیتی به طور آزمایشی ارائه می شود طی این طرح هر هفته 3-2پیامک موفقیتی از بزرگان جهان و ایران بریا اعضا فرستاده می شود تا بتونیم با غنی کردن هرچه بیشتر فرهنگمون همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت.

دوستانی که تمایل به شرکت در این طرح دارند می تونند از طریق بخش نظرات یا ایمیل و یا شماره تماس ۰۹۱۳۹۹۱۸۴۵۴ با ما در ارتباط باشند.

 

تمامی بلاگرهای سکوت

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:24  توسط مهدي  | 

سلام

 به احتمال زیاد تا حالا حتما براتون پیش اومده که برای خرید وسیله یا انجام کاری نظز بقیه رو

 هم بپرسید یا برای رفع مشکلی که براتون پیش اومده با بقیه مشورت کرده باشید که مسئله

 همیشه به ما توصیه شده (و امرهم شورا بینهم....).

تا اینجا خیلی عالیه چون هم فکری کردن با دیگران و خواستن نظرات بقیه باعث میشه که ما

بتونیم بهترین تصمیم رو بگیریم .اما مشکل از اینجا شروع میشه که یه تعداد از آدما هستن که هیچ گونه اختیار و قدرت تصمیم گیری از خودشون ندارن یعنی هر چی یه نفر دیگه بگه قبول می کنن که این کار با اصول  تکنولوژی فکر کاملا در تضاد است.

من شخصا فکر می کنم علت اینکه این افراد هیچ گونه استقلال فکری و رفتاری از خودشون

 ندارن اینه که از اشتباه کردن می ترسن و خودشون و توانایی هاشون رو باور ندارن  و اینجوری همیشه یک نفر رو دارن که اشتبا هشون رو گردن او بندازن.

من با این اصل موافقم که تا ضعف نباشه استقلال و اقتدار معنا پیدا نمی کنه و همین طور

 بالعکس.

 اما امید وارم که همه ما ازاونایی باشیم که ضعف رو تجربه کرده و در حال قدم برداشتن

به طرف استقلال و اقتدار هستیم.

 

من...!

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:51  توسط من...!  | 

سلام

من منم...! نویسنده جدید وبلاگ زیبای سکوت

امیدوارم بتونم با نوشته هام سهمی در رسیدن به اهداف "سکوت" که همون ایجاد روح خودباوری و امیدواری در افراد جامعه است٬داشته باشم.

چند وقت پیش یکی از دوستام یه پیامک واسم فرستاد که متنش این بود:

"یه نفر یه جایی یه وقتی تمام رویاش لبخند تو بود پس یه جا یه وقتی با یه لبخند یادش کن ".وقتی این پیامک رو دو سه بار خوندم تازه متوجه شدم که واقعا میشه این کارو کرد و با یه لبخند از یه نفر یاد کرد.

مثلا اگه شما چند ساعت از یه روزی رو با دوستی به خوشی سپری کرده باشید چند روز بعد که به یاد اون روز می افتید نا خود آگاه از خاطره شیرین اون روز لبخندی رو لبتون می یاد و همین لبخند باعث میشه به دیدار اون دوست برید یا باهاش تماس بگیرید و .......

این کارو خیلی از ماها به صورت ناخوداگاه انجام می دیم بدون اینکه به این مسئله فکر کنیم که این معجزه لبخند بوده چون اگر ما از یاد آوری اون خاطره خوشحال نمی شدیم هیچ گاه لبخند نمی زدیم و یا خواستارتکرارش نبودیم حتی توی مسائل و مشکلاتی که توی زندگی برامون پیش می یاد اگه با لبخند بهشون نگاه کنیم حتما می تونیم با یه فکر بازتر و روشن تر براشون یه راه حل پیدا کنیم در صورتی که اگر با عصبانیت و کج خلقی بخواهیم حلشون کنیم مطمئن باشید که گرفتاریمون بیشتر میشه وکمتر نمیشه .

در آخر هم می خوام بگم از اونایی نباشیم که منتظرند لبخندی زده شود تا لبخندی بزنند.

 

من...! 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:12  توسط من...!  | 

سلام

مطمئناً کمتر کسی پیدا میشه که بخواهد تأثیر

 دوست یا دوستان رو بر افکار و عقاید و گفتار و کردار و... یک فرد نادیده بگیرد.

طبق اصل همنشینی با انسنهای موفق ما باید سعی کنیم خودمون رو به انسانهای موفق نزدیک تر کنیم تا از رفتارها و منش های اونا طبق اصل نمونه برداری برای رسیدن به موفقیت نمونه برداری کنیم.

البته این به این معنی نیست که عزت نفس خودمون رو از دست بدهیم و مسخ وجود یک فرد شویم،بلکه با حفظ استقلال وجودی خویش سعی کنیم در معاشرت با این افراد راهکارهای رسیدن به موفقیت رو پیدا کنیم.

توجه توجه:

ممکنه بعضی انسانها تو بعضی زمینه ها موفق باشند و تو زمینه های دیگری نا موفق پس هوشیار باشیم و هیچوقت و تحت هیچ شرایطی از کسی کورکورانه تقلید نکنیم و از شخص یا فرهنگ یا... برترطبق اصل جذب خوبیها  فقط اون چیزائی رو برای خودمون برداریم که خوبند و نقص های اونا رو برای خودشون بزاریم برای مثال شاید غرب در مسائل قابل تقلید باشه اما به نظر شخص من  در بعضی مسائل فرهنگی تقلید به بهبود ما کمکی نمیکنه پس

 

تقلید کورکورانه ممنوع!!

 

 

 

 

 

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد          من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

 

مهدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 16:32  توسط مهدي  | 

سلام

در سلسله مباحث قانون جذب ، ازاصل تصویرسازی ذهنی به عنوان بهترین راه استفاده از این قانون و سریع ترین راه برای رسیدن به موفقیت یاد می شود.

کمترین نتیجه ی استفاده از این اصل کسب روحیه ای شاداب و امیدوار و همچنین داشتن نوعی احساس رضایت پس از استفاده از این اصل می باشد.

برای اجرای این اصل می تونید در یک محل آرام و راحت بنشینید و چشمان خودتون رو ببندید وسعی کنید هر انچه رو ،در هر زمانی که می خواهید رو تجسم کنید(اتومبیل دلخواه،محبوب دلخواه،منزل دلخواه،شغل دلخواه و…) .

هر چه احساس رضایت شما هنگامه تجسم خواستتون بیشتر باشه قانون جذب سریعتر و قوی تر عمل میکنه و اون تجسم در کمال ناباوری به واقعیت تبدیل میشه!!!

 

 

 

 

 

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد          من نه انم که زبونی کشم از چرخ فلک

 

مهدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 1:6  توسط مهدي  | 

سلام سال نو مبارک .امید.وارم سال جدیدتون سالی سرشار از شاد کامی و سرور باشه مهدی تعبیر جالبی کرده از عدالت من می خواستم مطلبی رو اضافه کنم و اون اینکه اگه یه ادم به اهدافی که می خواد نرسه اولین پاسخش به اون موقعیت اینه که ناکام میشه وبعد از ناکامی معمولا ادما دنبال مقصر در اطراف خود می گردن ویه دنبال توجیهی هستند برای عدم موفقیت خود .اینجور مواقع طرف میگه من سعیمو کردم اما چرا اون یکی موفق شد و من نشدم یا خدا چرا به اون این همه زیبایی و پول دلده .به من نداده . اینجور مواقع به عدالت خدا شک می کنیم . اجازه بدید من یه خاطره براتون تعریف کنم .یه زمانی من خودمو خیلی با ادمای بالاتر از خودم مقایسه می کردم و کلی حسرت زندگی اونا رو می خوردم و ناشکر بودم تا اینکه یه روز ادمی رو دیدم که روی ویلچر بود هیچ اراده ای نداشت نه می تونست حرف بزنه نه راه بره حتی مرده متحرک هم نبود مدتها بود که این صحنه از ذهنم نمی رفت بعد از کلی تدبر به این نتیجه رسیدم که خدا از روی عدالتش به ادما امکانات مختلفی میده(مادی.معنوی) و هر کس به اندازه استعداد و توانایی که خدا بهش داده باید جوابگو باشه و به همون اندازه فعالیت کنه و میگفتم هر کس خودش یه جوری خوشبختی رو احساس میکنه شاید یکی با پول . یکی با فرزندانی سالم. یکی با تحصیلش یکی با ازدواج موفقش .... خلاصه این پول و زیبایی هر کدوم به خودی خود نعمت نیستند بلکه استفاده درست از هر کدام از اینهاست که برای ادما رضایت و خوشبختی میاره....
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 16:43  توسط   | 

درود

عدالت یعنی چی؟

شاید بعضی ها در پاسخ به این سوال بگن که: یعنی همه به یک اندازه همه چی داشته باشند( مثلاً یکی پولدار و یکی بی پول نباشه و همه پولدار باشن؟؟!! ) اما اگه این عدالته پس تساوی چیه؟!! به نظر من تعریف بالا بیشتر تعریف تساویه تا عدالت!!

شنیدم که میگن والبته قبول دلرم که "عدالت یعنی هر چیزی سر جای خودش!" و تو تفسیرش میگم هر کسی یا هر چیزی به اندازه ظرفیتش از منبع بهره مند بشه.

اگه لطف و رحمت خدا رو یک دریا در نظر بگیریم و بعد یکی با یک لیوان برود و بخواد از این دریا بهره مند بشه و دیگری با یک پارچ و سومی با یک ظرف 10 لیتری ،اون موقع اونیکه با لیوان رفته به اندازه یک لیوان و اونیکه با پارچ رفته به اندازه یک پارچ و اونیکه با یک ظرف 10 لیتری رفته به اندازه یک ظرف 10 لیتری  رحمت خدا شامل حالش میشه!!! و نمیشه به خدا و عدالتش ایراد گرفت که چرا یکی کمتر بهره مند شد و دیگری بیشتر!! و در حقیقت این خود ما هستیم که خودمون رو با عدم باور از رحمت خدا محروم می کنیم.

در مباحث قانون جذب نیز سعی بر اینست که انسانها به شناخت ظرفیت های خود برسند و اهداف بزرگتری(ظرف های بزرگتری) را برای خود انتخاب کنند و باور داشته باشند و ایمان داشته باشند که به اهداف می رسند.

در قرآن آمده:

         "همانا انسان در خسارت و زیان است مگر آنانکه ایمان آورده و ...."{سوره عصر}

 

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد          من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

 

مهدی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 9:24  توسط مهدي  | 

سلام

یک ترم تحصیلی جدید شروع شده و خیلی از دوستان مصمم اند که این ترم رو بهتر از ترم پیش پشت سر بگذارند، یک روش جالب براساس اصول تشویق و تنبیه:

بیائیم برای هر هفتمون یک حداقل ساعات مطالعه رو مشخص کنیم، مثلاً 25 ساعت برای هر هفته، حالا با توجه به کلاسهائی که در طول روز داریم این 25 ساعت رو به طور مناسب بین 7 روز هفته تقسیم می کنیم ، و روزائی که کمتر کلاس داریم بیشتر و روزهائی که بیشتر کلاس داریم کمتر وقت برای مطالعه می گذاریم.

حالا اصل تنبیه:

اگه یک هفته به اون حداقل نرسیدیم 5/1 الی 2 برابر اون میزانی که کمتر مطالعه کردیم رو در هفته بعد باید جبران کنیم برای مثال اگه این هفته 24 ساعت درس خوندیم هفته بعد علاوه بر 25 ساعت باید 2 ساعت به عنوان تنبیه اضافه درس بخونیم یعنی جمعاً 27 ساعت و البته اگه دلائلی موجه برای کمتر مطالعه داشتیم تنبیه لازم نیست و فقط همون ساعاتی که کمتر مطالعه شده رو در هفته بعد جبران کنیم، یعنی در این مثال هفته بعد 26 ساعت درس بخونیم.

اصل تشویق:

می تونیم برای تشویق به کارهائی که علاقه داریم بپردازیم مثل تفریح به همراه دوستان، سینما رفتن و هر کاری که دوست دلرید و از انجامش لذت می برید.

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

مهدی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 15:29  توسط مهدي  | 

سلام

بابت اینکه کمتر وقت میکنم مطلب بنویسم می بخشین

یکی از دوستان یک پیام برام فرستاد .شاید شمام شنیده باشین که میگن:

"زندگی قصه مردیخ فروشی است که از او پرسیدن: فروختی؟؟

گفت:نه!!! نخریدن تمام شد."

طبق اصل مثبت نگری که آدم باید از هر پیام هر چند نا امید کننده ای ٬نکته مثبتش رو نگاه کنه من فکر میکنم این درسته٬ اون مرد ما هستیم و یخ هم وقتمونه و بالاخره یکروزی ازمون می پرسن فروختی؟؟

پس مواظب باشیم که اون روز جواب قانع کننده تری داشته باشیم تا اینکه بگیم "نخریدن تمام شد."

بیائیم با مطالعه و آگاهی همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت

مهدی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 10:5  توسط مهدي  | 

سلام

بعضی مواقع تو زندگی یکسری اتفاقات جذاب برای ما رخ می ده که زیاد پایدار نیستن . اما ما غافل می شویم و خودمون رو خیلی راحت با شرایط جدید وفق می دهیم و بعد مدت کوتاهی که دوباره شرایط به حالت اولیه برگشت دچار عدم سازگاری با این شرایط می شویم که قبلا به طور کامل با این شرایط سازگار بودیم.

پس هوشیار باشیم و هنگامیکه در شرایط جدیدی قرار می گیریم تمام جوانب امر رو بسنجیم تا به یک بینش پایدتر برسیم و اگه هم قرار تغییراتی در ما اتفاق بیفته پایدار باشه و اصالت خودمون رو از دست ندیم و به اصطلاح "بی ظرفیت بازی" در نیاوریم و بازم به یک اصطلاح دیگه "ثبات شخصیت" داشته باشیم.

بیائیم با مطالعه و افزایش آگاهی هامون همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت

مهدی

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 16:57  توسط مهدي  |