سلام
شاید تا حالا تو زندگی پیش آمده باشد که کاری را بخواهید انجام بدهید اما حتی با تلاش فراوان هم به هدفتون نمی رسید و اصطلاحاً "به هر دری می زنید ،باز نمی شود" .به نظر شما در اینگونه موارد چه باید کرد؟
به نظر من این حالت به چند دلیل میتونه اتفاق بیفته که بیشتر بحث میکنیم:
-یا اینکه ما قبلاً اشتباهی رو انجام دادیم که دیگه الان نمیتونیم به هدفمون برسیم که چاره ای جز رها کردن این هدف نیست. البته ما نباید خودمون رو بابت اشتباهات گذشته سرزنش کنیم چرا که انسانها معصوم نیستند تا عاری از خطا و اشتباه باشند، بهتر است بجای سرزنش کردن خودمون بابت اشتباهات گذشته، از آنها درس بگیریم که برای رسیدن به اهداف بعدی دچار اون اشتباهات نشویم.
-یا اینکه توانائی ها و استعدادها و نبوغ ما برای رسیدن به این هدف کافی نیست، اصطلاحاً "ما برای این هدف ساخته نشده ایم". در این موارد هم رها کردن شاید یکی از بهترین ها باشد چرا که هر کسی در یک زمینه خاص می تواند موفق باشد، از قدیم هم گفتند "هر کسی را بهر کاری ساختند".
-یا شاید مسیر رسیدن به هدف را اشتباه می رویم که در اینگونه موارد شاید بهتر باشد بجای تلاش بی امان یک فرصت به خودمان بدهیم تا با تحلیل دوباره هدف بتوانیم مسیر بهتری را برای رسیدن به آن پیدا کنیم.
-انسانها محدود به زمان و مکان هستند و از آینده خبری ندارند و چه بسا در آینده مشخص شود هدفی را که برگزیدیم نه تنها مفید نبوده که باعث شکست های بعدی ما نیز می شود.طبق اصل توکل به خدا در این موارد اعتماد به خدا و رها کردن می تواند راه چاره باشد.
در یک نتیجه گیری کلی می بینیم که رها کردن هدف نه تنها دلیلی بر ضعف و عدم توانائی نیست که در بعضی موارد به عنوان یکی از مهمترین مراحل نیل به هدف می باشد.
بیائیم تا با مطالعه و آگاهی همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت
مهدی
فصل تابستونه و خیلی از دوستان تو این فصل میروند سفر !
قبلا در مطلبی با عنوان اصل مطالعه و یادگیری از تجربه به عنوان یکی از راههای یادگیری نام برده بودیم.
سفر یک تجربه لذت بخش است. تو سفر علاوه بر اینکه ما خودمون و همسفرامون رو بیشتر و

بهتر می شناسیم می تونیم با اداب و رسوم چه خوب و چه بد آدمای اون شهر هائی هم که برای سفر انتخاب می کنیم آشنا شویم و طبق یک اصل دیگر موفقیتی اون آدابی رو که فکر می کنیم منطقی و خوب هستند رو یاد بگیریم و سعی کنیم تو زندگی خودمون پیاده کنیم و آداب نامناسب تر رو برای مردم همون دیار باقی بگذاریم.
اما یادمون باشه که آداب و رسوم مردم هر سرزمین و شهری واسه خودشون بسیار بسیار مقدس و قابل احترامه پس اگه یکی از آداب به مزاجتون خوش نیومد دلیلی نداره اون رو عنوان کنین.
امیدوارم با رفتن به سفر هم لذت ببریم و هم آگاهی هامون بیشتر شو.د و به قول معروف:
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی!!!
بیائیم تا با مطالعه و آگاهی همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت
مهدی
در کتاب اوج موفقیت برایان بریسی در قسمت جملات تلقینی یک جمله موثر نوشته شده که استفاده از اون رو به همه دوستان توصیه میکنم
"من مطمئنم که امروز یک اتفاق خارق العاده برایم رخ میدهد"
هر روز این جمله رو تکرار کنید تا تاثیرشو ببینید. اگه من و سائر دوستان رو هم در جریان بزارین ممنون میشم
بیائیم تا با مطالعه و آگاهی همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت
مهدی
تو زندگی خیلی وقتها پیش می آد که ما در راه رسیدن به یک هدف چند مرتبه شکست می خوریم و امید خودمون را برای تلاش بیشتر از دست می دهیم. برای پیدا کردن انگیزه در این موراد می توانیم با نگاهی به آینده خودمون هنگام رسیدن به اون هدف انگیزه لازم برای تلاش بیشتر و آگاهانه تر رو بدست بیاریم. با این کار هم انگیزه و انرژی می گیریم و هم عملا با تصویر سازی ذهنی قانون جذب را برای رسیدن هر چه سریعتر به هدفمون بکار م
ی اندازیم.
توجه!!! توجه!!!
تلاش برای رسیدن به هر هدفی باید آگاهانه باشد. چه بسا افراد زیادی که در راه رسیدن به اهدافشون هوشیاری لازم رو به خرج نمی دهند و در نتیجه به اهدافشون نمی رسند و اونموقع تمام کوتاهی ها رو گردن سرنوشت و تقدیر خود می اندازند. تقدیر ما دست ماست فقط لازمه کمی هوشیار باشیم.
بیائیم تا با مطالعه و آگاهی همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت
مهدی
سلام
با پوزش بابت کمتر نوشتن
یه سوال دارم:" به نظر شما اگه یکی ندونه موقع عبور از خیابون باید اول سمت چپش رو نگاه کنه بعد سمت راستش رو٬ و موقع رد شدن ماشین بهش بزنه مقصره خود فرده؟؟؟؟" یا بزارین یکجور دیگه بگم "آیا هر کسی مسئول جهل خودشه؟؟؟!!!"
آیا میشه فردی رو که آگاهی نداره مسئول اشتباهاتش در نظر بگیریم؟؟
آیا می توان جامعه و کسانیکه مسئولیته مدیریت جامعه رو می پذیرن در این مورد مقصر دانست؟؟
احتمال زیاد همه قبول داریم
که هم جامعه مقصره که به فرد آگاهی نداده و هم فرد مقصره که برای کسب آگاهی تلاشی نکرده اما سهم هر کدام از این دو در این اتفاق چقدر است؟؟
پس هر کسی تنها مسئول جهل خودش نیست
حضرت محمد می فرماید: همه شما در برابر مردم مسئولید و حضرت علی هم از حقوق مردم بر حاکم آموزش را بیان می کنند .
بیائیم تا با مالعه و آگاهی همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت
مهدی
سلام
احساس چیز خوبیه یا بد؟
شهرت چطور؟
از طریق صحبت کردن با یکی از دوستان متوجه شدم که آقای زمانی بازیگر نقش "حضرت یوسف" در سریالی به همین نام(که من دو قسمتش رو بیشتر ندیدم) این روزها حسابی مشهور شدند و بعضیا فقط به صرف اینکه عکس ایشون روی مجله خاصی باشه اون مجله رو تهیه می کنند.
از ایشون که بگذریم کلی بازیگر سینما و بازیکن فوتبال هم داریم که مشهورند و از طریق همین شهرت به درآمدهای آنچنانی رسیده اند!!!!!
یکی دیگر از دوستان می گفت:"مردم حاضرند بابت احساساتشون پول بدهند اما برای منطقشان نه" مثلا فردی حاضر است برای خرید پوستر بازیگر یا بازیکن محبوبش پول بده اما حاضر نیست برای خرید یک کتاب که کمک میکنه به بهبود زندگیش پول بده!!!!!!!
حالا شما بگید احساس خوبه یا بد؟؟؟
به نظر من احساس مثل خیلی دیگر از چیزها هم می تونه خوب باشه و هم بد، نه احساس صرف خوبه و نه منطق صرف، احساسات بین پدر و مادر و فرزندانشون از زیباترین احساسات هستند و احساسات بد هم مثل همون احساس هائی که بالا در موردشون نوشتم و در حقیقت یکسری تعصبات بیجا هستند.
حالا برسیم به اینکه شهرت خوبه یا بد؟؟
درسته که شهرت محبوبیت و احتمالا درآمد میاره اما فراموش نکنیم که دردسرهائی هم میاره که بزرگترینشون اینه که تو دیگه مال خودت نیستی و باید دائم خودت رو به اون شکلی در بیاری که هوادارات ازت انتظار دارند تا همچنان محبوب بمونی حتی اگه خودت اون شکل رو دوست نداشته باشی؟؟
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
با تشکر از عسل و مامان
مهدی
قبل از هر چیز از نظراتتون ممنونم٬ خیلی خوشحالم که اینچنین دوستانی دارم
گاهی اوقات تو زندگی یکسری مسائل پیش می آد که هر چی تلاش می کنیم نه تنها به هدف نزدیکتر نمی شویم که این تلاش باعث ایجاد مسائل تازه تری در راه رسیدن به هدف می شود.
از یک طرف در مباحث تکنولوژی فکر داریم که انسان باید برای رسیدن به اهدافش تلاش کند و حتی در قرآن داریم "چیزی برای انسان نیست مگر آنچه که برای رسیدن به آن سعی و تلاش کرده باشد" و از طرف دیگر هرچه تلاش می کنیم از هدف دورتر می شویم خب چه کنیم؟؟![]()
مطمئنا همچین حالتی وقتی پیش می آد که رسیدن هدف فقط بستگی به ما ندارد و یکسری عوامل خارجی هم وجود دارد که برای رسیدن به اهدافمون نیاز به همسوئی این عوامل داریم یا به عبارت دیگر ما در شرایطی قرار می گیریم که به ما تحمیل شده است٬ در این موارد سکون و عدم تلاش بیهوده خود نوعی تلاش است و یا حالا که تلاش ما به ضرر ماست اصطلاحا "جلوی ضرر را هر وقت بگیریم منفعته!"
اخطار!!! اخطار!!!
امیدوارم این اصل را نخواهیم به عنوان توجیهی برای تنبلی استفاده کنیم٬ اما تشخیص مواردیکه این اصل کارائی دارد به هوشیاری نیاز دارد که هوشیاری از مطالعه و آگاهی بدست می آید پس بیائیم تا با مطالعه و آگاهی همه با هم پروانه وار پرگیریم تا اوج نهایت
مهدی
سلام
خیلی وقتها شده که خیلی از آدم ها خواستند کمکی کنند و مسئله ای رو حل کنند٬ اما همین آدم ها با نیت خیر فقط بدلیل عدم هوشیاری نه تنها به رفع مشکل کمکی نکرده اند که باعث بدتر شدن اوضاع هم برای خودشون و هم برای بقیه می شوند.
معمولا آدم های تکنولوژی فکری خیلی خیلی دوست دارند به بقیه کمک کنند و اونا رو با این مطالب زیبا آگاه کنند و باعث تحولی در زندگی دیگران شوند. دوستان خیلی باید هوشیار باشیم که این عشق به کمک به دیگران باعث رنجش خودمون نشه. آدم هائی هستند که حالا به هر دلیل تمایلی به قبول کردن افکار ما و حرفهای تکنولوژی فکر ندارند ( آنکس که نداند و نداند که نداند!!!) خب٬ اصراری نیست که حتما همه مثل ما فکر کنند.در قرآن هم داریم که خداوند راه راست(صراط مستقیم) رو به انسان ها نشون داده حالا هر کی می خواد می تونه به راه نور و یا به تاریکی برود .به نظر من این لازمه اختیار انسان است.
سعی کنیم هوشیارانه زندگی کنیم .هوشیاری هم جز با مطالعه و آگاهی بدست نمی آد ٬پس بیائیم تا با مطالعه و آگاهی همه با هم پروانه وتر پر گیریم تا اوج نهایت.
مهدی
سلام
برای داشتن یک زندگی خوب همراه با موفقیت گاهی اوقات یکسری فرصت ویژه برایمان بوجود می آید اما صرفا بدلیل نداشتن یک مهارت کوچک و جزئی آن فرصت از بین می رود مثلا فرض کنیم فردی قدرت قلم خوبی دارد و دارای مطالعات بسیار بوده و متن های خوبی می نویسد، این فرد اگر فقط یک مهارت ناچیز کار با اینترنت و ساخت وبلاگ را داشته باشد می تواند این فرصت را برای خود و همفکرانش ایجاد کند که با یکدیگر در ارتباط بیشتر باشند و به بالا رفتن سطح علمی یکدیگر کمک کنند.
تعدادی از اینگونه مهارت های عمومی که فعلا به نظر می رسد بیشتر مورد نیاز است آشنائی با زبان انگلیسی و کامپیوتر و ابنترنت است. البته یکسری مهارت های تخصصی هم در تمامی رشته های تخصصی وجود دارد که هر فردی بهتر است در کنار یادگیری رشته تخصصی خودش به آنها نیز بپردازد.
برای اینکه قدرت مهارت های کوچک در خلق فرصت ها و نتایج بزرگ بیشتر درک کنیم یک مثال واقعی و آشنا می زنم:
سال 64 یکی از دوستان دکتر آزمندیان کتابی با عنوان "بیندیشید و ثروتمند شوید" که زبان اصلی بود را به ایشان هدیه دادند.خواندن آن کتاب تحولی عظیم در وجود دکتر آزمندیان ایجاد کرد و ایشان را بسوی موفقیت های پی در پی سوق داد. اگر آن روز دکتر آزمندیان مهارت و تسلط کافی بر زبان انگلیسی نداشتند و نمی توانستند آن کتاب را بخوانند، امروز چگونه اینچنین منشا اثر در بین جوانان ایران زمین می شدند؟!!! ببینید یک مهرات کوچک چه فرصت بسیار بسیار بزرگی را برای یک ملت ایجاد کرده که امروز میلیون ها مردم ایران به لطف داشتن آن مهارت در نزد یکی از هموطنانشان با قوانین تکنولوژی فکر آشنا می شوند و از ان بهره می برند تا همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت
مهدی
سلام
قرار بود یک مطلب 3 قسمتی از عادت بنویسیم که اگه اجازه بدین 2 قسمتیش کنیم. قسمت اولش در عادت1 اومد و حالا قسمت دومش(ببخشید یک کمی دیر شد)
در ادامه مباحث عادت توجه به این نکته ضروریست که بعضی از عادات زیاد تکرار شده اند و به صورت اجباری (یعنی خارج از کنترل ما) تکرار می شوند. ما برای ترک یک عادت بد می خواهیم آن عادت دیگر تکرار نشود، طبق مطلب "اگر .... آنگاه ...." در حقیقت داریم :
اگر "وسوسه ی عادت به سراغم آید" آنگاه " من عادت خود را تکرار می کنم"
پس برای ترک عادت ها باید وسوسه ها یا همان علت هائی که عادات معلول آنها هستند را، از خود دور کنیم. وسوسه ها فقط در همان لحظه ای که به سراغ ما می آیند قدرت زیادی دارند (به دلیل آنکه عادتی که معلول این وسوسه است به صورت پیش فرض در ضمیر نا خود آگاه قرار گرفته است) و اگر ما فقط یک مدت زمان خیلی کوتاه در برابر آنها مقاومت کنیم می بینیم که به چه اندازه ضعیفند.
برای درک بهتر مثال می زنم:
همه ما عادت داریم که ظهر هنگام ناهار بخوریم، الان که ماه رمضان است و
خیلی از دوستان روزه می گیرند، می بینیم که باز هم هنگام ظهر این وسوسه خود را به صورت "گرسنگی " نشان می دهد، اما از آنجا که ما برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه خود را تغییر داده ایم ،جلوی این وسوسه مقاومت می کنیم و دیگر به "عادت ناهار خوردن" نمی پردازیم و ضمیر نا خود آگاه ما بجای اجرای برنامه
اگر "ظهر شد" آنگاه "ناهار می خورم"
برنامه دیگری مثل
اگر "ظهر شد" آنگاه "تا زمان افطار صبر می کنم " را اجرا می کند. و می بینیم بعد از مدتی این احساس شدید گرسنگی که ظهر به سراغمون اومده بود تعدیل می شود.
به نظر شما چه چیز باعث شد که ما بتوانیم این عادت را کنار بگذاریم؟؟!
به نظر من باورها و اعتقادات ما و محیط اطراف ما مهمترین عوامل هستند. باور این دو نکته که "انسان بنده عادت هاست" و اینکه " وسوسه ها فقط در همان لحظه ی ظهور قدرتمندند و نه در ادامه" به تنهائی قادر به زیر و رو کردن زندگی تک تک ماهاست و ما می توانیم با جایگزین کردن عادت های خوب به جای عادات بد زندگی ای سراسر زیبائی و نشاط برای خودمان و اطرافیانمان رقم بزنیم. البته تغییر باورها جز با آگاهی حاصل نمی شود پس بیائیم تا با مطالعه و آگاهی همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت
مهدی
سلام
آرش از خواننده های خوب وبلاگمون در مورد مطلب "عدالت خدا و آفریقا" نظرات و سوالاتی داشتند٬ یکسری پاسخ برای سوالاشون دارم. قسمت هائی که با رنگ نارنجیه پاسخ هاست.
منم تو این ضمینه که خدا به تمامی انسانها به یک اندازه لطف کرده با شما موافقم، ولی با این تفاوت که توی نابرابری (اگه منکرش نشین) جایی برای خدا نمی ذارم، چون نه مسببش خداست، نه منبعی که باید این نابرابری رو کم کنه.{ منظور از نا برابری چیه؟}
اگه اشتباه نکرده باشم شما معتقدین که هر ملتی در هر جایگاهی که امروز توی اون قرار داره نتیجه ی راهیه که اون ملت در طول تاریخ پیموده و اگه کمبودی هست نتیجه ی کم کاری آفریقایی های فعلی و پدرانشونه. اتفاقاً با این نظر هم موافقم ولی چیزی که هست راههاییه که در طول تاریخ پیش روی آفریقایی ها بوده نسبت به اروپایی ها(به عنوان نمونه اروپا){چه کسی این راهها رو پیش پای اروپائیان گذاشته؟ احتمال زیاد خودشون پیدا کردن}.

نمیشه الآن که همه ی دنیا به هم وصل شده رو به کل تاریخ تعمیم داد، برتری جغرافیایی اروپا، نزدیکی جامعه های شکل گرفته(بازم به خاطر شرایط آب و هوایی)و ... توی اختلاف سطح موجود امروز بسیار مؤثر بوده که نه دست مردم فعلی آفریقا بوده نه پدرانشون {مگه تو همین آفریقای فعلی با همین شرایط آب و هوائی و هرکمبود دگه ای که مد نظر توهست الان ما آدمای موفق و ثروتمند و بدون بیماری ایدز و ... نداریم؟ احتمال زیاد که داریم.}.
بدون شک اگه اروپایی ها به جای آمریکا، آفریقا رو کشف کرده بودن آفریقا آلان آمریکا نبود{می بخشیدا ولی من این بدون شک شما رو قبول ندارم و میگم که اینطوری بود}.
به هر حال من فکر می کنم کمک به آفریقا (آفریقای نوعی، که میتونه یه جایی خیلی نزدیک باشه) نه یه لطف بلکه وظیفه ی اخلاقی و انسانی ماست.{100 البته که یک وظیفه است، مطمئناً وبلاگ سکوت برای ادای همین وظیفه در قبال فارسی زبانان سراسر دنیا راه اندازی شد شاید نتونیم کمک مادی کنیم اما آگاهی که می تونیم بدیم و از نظر ما این بهترین نوع کمک به آدماست}
یه سوال مطرح می کنم که فکر می کنم جواب شما که تو این ضمینه می نویسید میتونه مفید و جالب باشه (اگه بشه نظر بقیه رو هم بدونیم خیلی خوب میشه)
"اگه به همراه یک نفر دیگه در حال غرق شدن باشید و فقط یه نفر بتونه سرشو از آب بیرون بیاره چیکار میکنید؟ میذارین زنده بمونه یا دستتونو میذارین رو سرشو سعی میکنین زنده بمونین؟"
(سعی کنین اون لحظه رو مجسم کنید و اون کاری رو که به احتمال زیاد انجام میدین بگین) {من و تو و تمام آدما سعی می کنیم که دستمون رو بذاریم رو سر کناری تا نجات پیدا کنیم. حتی اگه مادر رو فرزندی هم در این شرایط باشند مادر هم همین کار رو میکنه. این تو فطرت بنی بشر هست.}
خوب دوستان نظر شما چیه؟؟؟
بیائیم تا با مطالعه و آگاهی همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت
مهدی
سلام
امروز می خواهم در مورد عادت بنویسم.می خوام مطلب راخوب موشکافی کنیم پس پرچونگی لازمه !!
این مطلب رو در 3 قسمت براتون بارگذاری می کنم تا شمام ازخواندن یک متن طولانی خسته نشین.
قبلاً در مورد ضمیر ناخودآگاه انسان گفته بودیم ( برای مطالعه اون مطلب می تونین به آرشیو خردادماه 1386 و تیر ماه 1386 مراجعه کنید) که مثل نرم افزار و درحقیقت سیستم عامل یک رایانه است و بدن ما به نوعی سخت افزار و وسیله ارتباط این رایانه با دنیای بیرون و سائر رایانه ها است.
درحقیقت ضمیر ناخودآگاه ما به نوعی یک سیستم عامل هوشمند است و وقتی یک برنامه چند مرتبه روی آن اجرا شود آن برنامه بصورت پیش فرض در می آید و در تمام مواقعی که شرایط برای اجرای برنامه آماده شود آن برنامه خود بخود اجرا می گردد و با هر بار اجرای برنامه ،قدرت برنامه بیشتر می شود و تغییر آن مشکل تر از قبل می شود.مثلاً برنامه زیر در اغلب ما اجرا می شود: " من هرصبح ساعت 7 بیدار می شوم." و در اصطلاح می گوئیم : "من عادت دارم که هر صبح ساعت 7 بیدار شوم."
پس تا اینجا متوجه شدیم که عادت نوعی برنامه است که در سیستم عامل ضمیرناخودآگاه ما بصورت پیش فرض قرار گرفته و با هر بار اجرای عادت، این عادت قدرت بیشتری پیدا می کنه.
حالا اگر بخواهیم این عادت را تغییر دهیم چه باید کرد؟! مثلاً "می خواهیم هر صبح ساعت 6 بیدار شویم." 
خب فقط کافیه این کار را چند بار تکرار کنیم تا با هر بار اجرای برنامه جدید قدرت این برنامه بیشتر شود و با هر بار اجرا نشدن برنامه سابق (ساعت 7 بیدار شدن) از قدرت آن برنامه کاسته شود تا بالاخره برنامه کنونی بصورت کامل جایگزین برنامه سابق شود و عادت جدید ما بر بیدار شدن در ساعت 6 قرار گیرد و به همین ترتیب با این دید می توان عادت های نا مناسب را کنار گذاشت و عادت های مناسب را جایگزین آنها کرد.
احتمال زیاد خیلی از شما الان میگید "برو بابا دلت خوشه!! اگه به این راحتی بود که الان بهشت بود" اجازه بدین من که هنوز حرفم تموم نشده! ادامه مطلب رو در قسمت بعدی واستون می نویسم.
راستی یک خبر خوب، مجله موفقیت برای هفتمین مرتبه درشماره اخیر خودش(شماره ۱۵۰) از وبلاگ سکوت یک مطلب به چاپ رسوند(دستشون درد نکنه)
بیائیم تا با مطالعه و آگاهی همه با هم پروانه وار پرگیریم تا اوج نهایت.
مهدی
سلام
بعداز اجرای آزمایشی طرح پیامک موفقیتی و استقبال دوستان ازاین طرح وبلاگ سکوت اقدام به اجرای رسمی این طرح می کند
برایاطلاعات بیشتر بر روی طرح پیامک موفقیتی کلیک کنید.
با تشکر
سلام
فکر کنم همه ی ما در طول زندگی بعضی روزها یا بعضی لحظات را داریم که زیاد راحت نیستیم و اصطلاحاً "اعصابمان خرد است " و یا "حس انجام کاری مثل درس خواندن نیست".
یکسری راهکار ها برای بهبود شرایط روحی و جسمی در اینگونه موارد وجود دارد که با هم مرور می کنیم:
- قدم زدن (ترجیحاً در هوای کمی خنک)
- تنفس عمیق حداقل 10 مرتبه 
- انجام حرکات کششی که به دفع مواد زائد از بدن کمک می کند و جریان خون را به تمامی اندام خسته می رساند
-کمی نرمش سبک
-گوش دادن به موسیقی دلخواه ( ترجیحاً بی کلام و حتماً ملایم یا شاد)(خواهشاً به موسیقی غمگین گوش نکنید چه اینجا چه در سائر مراحل زندگی)
-صحبت با یک دوست صمیمی و قابل اطمینان(راز دار) و البته آگاه که بتواند در حل مسائل کمکتان کند و یا حداقل نادان نباشد که کار را خرابتر کند
-دوش آب سرد(بی مهابا نرید زیر آب سردا، برای این کار نیاز به تمرین زیاد است)
-اگر خیلی خسته بودیم حتماً خواب
در آخر به این نکته هم توجه داشته باشیم که قرار نیست همه چیز، همیشه به کام ما باشد، اگه اینطور بود که سنگ روی سنگ بند نمی شد. از قدیم و ندیم گفتن "زندگی بالا و پائین داره، پستی و بلندی داره"
در قرآنم داریم " با هر سختی آسانی هست"
دیگه کاری نمی مونه مگر تلاش برای بالا بردن آستانه تحمل و تلاش بیشتر برای رسیدن به اهداف تا همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت
مهدی
يكي از شايع ترين دلائل نا اميدي افراد غافل آن است كه خود را با افرادي كه داراي شرايط بهتري نسبت به خودشان مي باشند مقايسه كرده و با كوته نظري خود را به نوعي قرباني سرنوشت و اسير دست تقدير مي بينند و با اين نظريه تنبلي خود را براي عدم تلاش آگاهانه جهت رسيدن به اهداف و خلق آينده هاي روشن توجيه مي كنند.
توجه به اين نكته ضروريست كه امكانات و استعدادهاي وشرايط محيطي هركس منحصر به فرد است.البته به نظر من در كل استعدادهاي انسان ها به نوعي عدالت رعايت شده است به اين معني كه در وجود هر فرد نبوغي خاص در زمينه اي خاص وجود دارد مثلاً يكي در هنر و ديگري در تجارت و ديگري در ورزش داراي استعداد بالقوه هستند و تنها كافيست فرد به نبوغ خود پي ببرد و آن هنگام شاهد موفقيت هاي پياپي خود باشد.پس فرد نبايد صرفاً با يك مقايسه نادرست دست از تلاش بكشد و خود را اسير دست سرنوشت خود بداند.
يك نوع مقايسه سازنده نيز داريم كه فرد خود را با تصويري از آينده خود كه در آن تصوير به اهداف دلخواهش دست پيدا كرده است، مقايسه مي كند و علاوه بر پيدا كردن روحيه مناسب ، "قانون جذب" را نيز براي رسيدن به اهدافش به خدمت مي گيرد.
رسمی نوشتن سخته ها!!!
بیائیم تا با مطالعه و آگاهی همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت
مهدی
سلام
چند وقت پيش مطلبي رو با عنوان "عدالت خدا و قانون جذب" نوشتم كه يكي از دوستان به اسم آرش در مورد اين مطلب سوالي رو مطرح كردند كه خالي از لطف نبود جواب رو بصورت عمومي لود کنیم تا اگه دوستان خواستند نظر بدهند.
نظر و سوال آرش اينه:
"باشه پس من یادم باشه اگه رفتم سومالی یا اتیوپی یا ... به بچه هایی که با بیماری ایدز به دنیا میان, به اونایی که از گرسنگی دارن می میرن, به اونایی که دارن آب گوارای توی گودال ها رو می خورن,... بگم وقتی میرن سر چشمه’ لطف و رحمت خدا بجای لیوان با خودشون پارچ ببرن. راستی اگه تو این دنیا نتونستن چشمه رو پیدا کنن می تونن پارچشونو با خودشون ببرن اون دنیا؟"
آرش ممنون كه مطالب رو با دقت مي خوني و ممنون از نظراتت.
نظر منم اينه :
"لا يكلف الله نفساً الا وسعها" آیه ۲۸۶ سوره بقره
"خدا هیچکس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او"
كم داد اگر نگيرد افزون
عاقبت جوینده یابنده بود.
آرش بيا فرض كنيم همه تو نیویورک و يا هر جاي ديگه اي كه به نظر تو بهترين جاست بدنيا بيان،البته سالم و بدون داشتن هر نوع بيماري، و همه پولدار باشن، همه دانشمند باشند،همه با فرهنگ ،همه درآمدها مساوي و... و خلاصه همه مثل هم باشن. به نظرت فرداش چه اتفاقي مي افته؟؟؟
تا اونجائي كه من ميدونم انسان به اميد رسيدن به اهدافش زنده است و اگه همه مثل هم باشند اون موقع ديگه هدفي وجود نخواهد داشت تا من نوعي بخوام به اميد رسيدن بهش زنده باشم و تلاش كنم، و ترجيح مي دهم خودكشي كنم چون واقعاً كار ديگه اي در اين دنيا ندارم.
اگه نگاه كنيم مي بينيم كه اغلب ثروتمندان در كودكي در خانواده هاي فقير بدنيا آمدند و اتفاقاً اغلبشون تحصيلات آكادميك ندارند. اين فقط يك بعد قضيه كه ثروت باشه رو در نظر گرفتيم.
پس واقعاً نمي تونيم بگيم خدا به آفريقا كمتر از اروپا داده ، نه من مصرانه اعتقاد دارم كه آفريقا كم خواسته و باورش بيشتر از اين نيست و عوض كردن باورها رسالت من و تو است .گيريم ما تقدير رو قبول داشته باشيم اما به قول دكتر آزمنديان "خدا ديمي تقدير نمي كنه كه به تو نده و به بغل دستيت بده"، توي همون آفريقا آدماي موفق و ثروتمند و سالم و... در كنار اكثريت فقير وجود دارند.
اميدوارم تونسته باشم كمكي كرده باشم.
راستي خوندن مطلب "يك خط از آفريقا تا اروپا" كه شهريور ماه نوشتم مي تونه جالب باشه.
چرخ بر هم نم ار غير مرادم گردد من نه آنم كه زبوني كشم از چرخ فلك
مهدی
سلام
خيلي از ما تا حالا هدفهائي داشتيم كه بهشون نرسيديم ، راستي دليلش چيه؟؟
به نظر من يكي از مهمترين دلائل جدي نگرفتن اهداف و عدم پايداري در راه رسيدن به اهداف مي باشد.
چارلز آلبرت پويسانت در " توانگران چگونه مي انديشند" مي نويسد:
"ميزان موفقيت من با ميزان جديت و استقامتي كه از خود نشان مي دهم، نسبت مستقيم دارد.
اين دو كامه را همواره بر لوح ضميرتان ثبت كنيد : جديت و پايداري."
رسيدن به يك هدف شوخي نيست و به طور كلي بايد در زندگي براي رسيدن به اهداف جدي باشيم و از تمام نيروها براي رسيدن به يك هدف استفاده كرد و راحت طلبي را كنار بگذاريم و با جديت كامل و پايداري براي درنورديدن موانع وچشيدن طمع شيرين موفقيت پاي به راه بگذاريم.
اهدافمون را دست كم نگيريم ،مخصوصاً اگه هدفمون يك هدف رقابتيه و آدماي ديگه هم مي خواهند به اين هدف برسند كه ساده ترين مثالش كنكور است.
ما با پايداري در راه رسيدن به اهداف ، كائنات را به خدمت خود مي گيريم و قانون جذب رو به راه مي اندازيم و از اين طريق به بسياري از ديدگاهها تازه و نو در مورد هدفمون دست ميابيم و رسيدن به هدف آسون تر از اون چيزي ميشه كه در ابتداي راه صرفاً به نظر مي رسيد و مي توانيم راحتتر به اهدافمون برسيم تا همه با هم پروانه وار پر گيريم تا اوج نهايت.
مهدي
سلام
فکر می کنم تا الان در مورد انتخاب هدف راههای رسیدن به هدف و نیروهایی (جسم –فکر –ضمیر ناخودآگاه )که تو این راه به ما کمک می کنن به اندازه کافی نوشته باشیم البته هر چند در این رابطه بنویسیم و بخونیم کمه چون یه تعدادی از دوستان هستن که باید این مسئله رو مدام در گوششون زمزمه کرد تا بیدار شن و به خودشون بیان .اما گذشته از این حرفا مسئله ای که الان می خوام در موردش صحبت کنم یه چیه دیگه است یه کلمه ای که اگه بعضی اوقات به هدفی که می خواهیم نمی رسیم یکی از دلایلش اینه که این کلمه رو زیاد جدی نمی گیریم منظورم کلمه خودباوریه ...!
شاید بگین که چه ربطی داره که الان من واستون توضیح می دم:
ما هدف انتخاب می کنیم راههای رسیدن بهش رو هم پیدا می کنیم چرا و چگونه اول رو هم به خودمون می گیم اما تا زمانی که خودمون و توانائی هامون رو با ور نداشته باشیم به هدفمون نمی رسیم .مثلا اگر ما باور نداشته باشیم که توانایی خوب فکر کردن رو داریم نمی تونیم مشکلاتی رو که در راه رسیدن به هدف برامون پیش می یاد رو به درستی حل کنیم در مورد 2تا نیروی دیگه هم این مسئله صدق می کنه . اگر ماایمان نداشته باشیم که ما این توانایی ها رو داریم اونا نمی تونن کمک زیادی به ما بکنن حالا اگه ربطشرو فهمیدین امیدوارم با نظر من موافق باشید که اول باید خودمون رو باور کنیم بعد برای رسیدن به هدف تلاش کنیم .
سلام
مطئناً همه ما در زندگی یکسری اهداف داریم که قبلاً آدمای دیگه ای به این اهداف رسیده اند و ما با خودمون می گوئیم "کاش بجای او بودم."
خُب چرا کاش؟!!؛ شما می تونید جای او باشید.بذارین توضیح بدهم.
شاید ساده ترین و اولین قانون در تمامی علوم قانونِ:" اگر ..... آنگاه ..... "(توی ریاضی دبیرستان یادتونه ) باشه!
..... if ….. then
اگر بجوئی آنگاه می یابی!
اگر درس نخوانی آنگاه نمره نمی آوری!(تضمینی نیست که اگر درس بخوانی نمره بیاوری!!!)
اگر حرکت نکنی آنگاه به مقصد نمی رسی!
و به طور کلی:
اگر شرایط رسیدن به اهداف را آماده کنیم آنگاه به اهداف می رسیم و موفق می شویم.
و در قرآن نیز به این موضوع اشاره شده:
"خدا هیچ قومی را تغییر نمی دهد تا زمانیکه خود آن قوم حالشان را تغییر دهند"(سوره رعد(شماره 13) آیه 11).
اگر تغییر نکنی انگاه خدا نیز تو را تغییر نمی دهد و یا
اگر تغییر کنی (تلاش کنی) آنگاه خدا به تو در راه رسیدن به هدفت کمک می کند.(از تو حرکت از خدا برکت).
پس برای رسیدن به افکار جدید، رسیدن به مدارج علمی بالاتر و رسیدن به نگاهی زیباتر و ... باید شرایط رو عوض کرد.
البته شاید از حیطه کنترل ما خارج باشد و به ما تحمیل شود که در اینگونه موارد به این موضوعات توجه کنیم:
شکوه و شکایت نه تنها سودی ندارد که طبق قانون جذب اوضاع وخیم تر می شود و بهتر است شرایط را با آرامش بپذیریم و فکر کنیم و برای رسیدن به شرایط مطلوب تلاش کنیم تا اهداف خود رسیده و همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت.
مهدی
سلام
چند وقت پیش داشتم یک مطلب در مورد رواج بدهنی
در بین افرد جامعه می خوندم و تاثیر سراسر منفی اش روی فرهنگ جامعه و بعد که با خودم فکر می کردم متوجه رواج بد پیامکی هم در بین افراد جامعه شدم (بد پیامک : پیامک هایی که توشون الفاظ خوبی استفاده نمی شود یا خالی از محتوا هستند و صرفا وقت و هزینه های ما رو تلف می کنند) که اتفاقا این مسئله هم سخت به فرهنگ ایران زمین آسیب می زند و تو فکر یک راه حل بودم که این ایده به ذهنم رسید تا برای حفظ فرهنگ غنی ایران زمین بیاییم علاوه بر دوستانمون به تمام افرادی که مایلند پیامک موفقیتی بفرستیم که این تهدید برای فرهنگ ایران رو به یک فرصت برای اعتلای فرهنگ سرزمین پارسیان تبدیل کنیم.
بنابراین طرح پیامک موفقیتی به طور آزمایشی ارائه می شود طی این طرح هر هفته 3-2پیامک موفقیتی از بزرگان جهان و ایران بریا اعضا فرستاده می شود تا بتونیم با غنی کردن هرچه بیشتر فرهنگمون همه با هم پروانه وار پر گیریم تا اوج نهایت.
دوستانی که تمایل به شرکت در این طرح دارند می تونند از طریق بخش نظرات یا ایمیل و یا شماره تماس ۰۹۱۳۹۹۱۸۴۵۴ با ما در ارتباط باشند.
تمامی بلاگرهای سکوت